آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
99
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
پذيرايى خوبى از او بهعمل آمد . و از آنجا به مونيك آمد و دوك باوير در آنجا مهماننوازى زياد از او نمود . از مونيك به اينش بروك آمد كه پايتخت باشكوه اطريش است . و از آنجا ترنت و از ترنت به رم روانه شد . در جميع اين امكنه بيش از ترقب خود طرف مهربانى واقع شد . در رم سفير ايرانى با او در باب سبقت مجددا به نزاع درآمدند و سر آنتوان بهطور وضوح به او گفت كه اگر تاكنون متحمل غرور و رفتار بىشرمانهء شما شدهام محض پيشرفت مذاكرات و حصول مقصود مأموريت بوده است و صبر بيش از اين ممكن نيست ولى شما تمام مساعى خود را براى عدم پيشرفت اين مأموريت بهكار بردهايد و بيشتر جلال و مقاصد شخصى خود را در نظر داشتهايد تا سمت و رتبه سفارت خودتان پس از اين به بعد دانسته باشيد كه همهء حركات و اعمال شما را يادداشت خواهم كرد . بلكه همهء كلمات و حركات و اعمال شما را در مدنظر خواهم داشت و بايد بدانيد كه من رئيس شما هستم و كارى نمىكنم كه شايستهء من نباشد چه از حيث نجابت فطرى خود و چه به ملاحظهء شأن اين مأموريت . سفير ايرانى بعد از شنيدن اين ملامتها چون نه طاقت صبر داشت و نه جرأت انتقام ، عليهذا بهطور قهر و رنجش از سر آنتوان مفارقت كرد و به سمت ايران روانه شد و در راه انواع دسايس و تدابير را مىنمود كه سر آنتوان را مقصر قلم دهد . و همهء وسايل را گرفته از غرور و نخوت يا شيطنت خود با اظهارات و تهمتهاى كاذبانه همراهان خود بهكار برد كه ميانه سر آنتوان با پادشاه را به هم بزند ولى مثل اشخاصى كه براى ديگران چاه مىكنند و خود ميان آن مىافتند